صفحه اصلی    نقشه سایت    تماس با ما    

 

 
 
 

 
 

   مهمترین خبر ها

 

  سه شنبه۱۸اسفند
آیت الله مکارم شیرازی:اسلام نباید به عنوان دین خونریزی وآدم‌کشی معرفی شود

  دوشنبه۱۷اسفند
صادق خرازی:خاتمی دردانه‌ای است که قدرش را ندانستیم

  دوشنبه۱۷اسفند
سید محمد خاتمی:تمدن از بطن جان مردم بر می خیزد و ما الان در دوره آشفتگی ذهنی به سر می بریم و معلوم نیست نگاه ما به عالم و آدم چیست.

  یکشنبه۱۶اسفند
ستاری فر:دولت احساس پر پولي مي‌كند،اين پول ملت و پول نفت است.

  شنبه۱۵اسفند
يك گوني پول نفت آورده‌اند و اسمش را گذاشته‌اند بودجه

  شنبه۱۵اسفند
آيت‌الله مهدوي‌كني:خيال مي‌كنيم كه همه بايد تبديل به يك مذهب و تفكر واحد شويم/كسي كه مي‌خواهد در صحنه بماندنبايد به دوست خود سيلي بزند/هنوز فرهنگ وحدت را نفهميده‌ايم.

  جمعه۱۴اسفند
علی شکوری راد:اجرای بدون تنازل قانون اساسی معنای خط امام است.

  جمعه۱۴اسفند
سید محمد خاتمی:فراموشی خدا مسئله بسیار مصیبت‌باری است و مصیبت‌بارتر از آن این است که ما اهداف شیطانی و راه و رسم غیر انسانی خود را به نام خدا و به نام مقدسات بر مردم تحمیل کنیم.

  جمعه۱۴اسفند
آیت‌الله العظمی مکارم شیرازی:مطلقاً چنین فتوایی درباره چنین اشخاصی نداده‌ایم/طبق موازین اسلام عمل کنید و عجولانه قضاوت نفرمایید

  جمعه۱۴اسفند
قد كوتاه يارانه‌ها و ديوار بلند فقر

  جمعه۱۴اسفند
آيت‌الله هاشمي رفسنجاني: عده‌اي با ادعاي دفاع از نظام در حال توطئه بر ضد جمهوري اسلامي هستند

  جمعه۱۴اسفند
مراسم گرامی‌داشت یکصدمین سالروز تولد آیت‌الله طالقانی برگزار شد؛ حجتي كرماني:آیت‌الله طالقانی در زمره مجددین حیات جامعه اسلامی محسوب می‌شود

  جمعه۱۴اسفند
رهبر معظم انقلاب: جهان اسلام‌ به گونه‌ای عمل می‌کند که انگار مسئله فلسطین به او مربوط نیست

  جمعه۱۴اسفند
آیت الله العظمی صانعی:بیان اعتراض به اعمال و رفتار حکومت محاربه نیست

  جمعه۱۴اسفند
محمد ستاری فر‎:مسئولان کشور ما اعتقادی به بودجه‌های برنامه‌ای ندارند.

  دوشنبه۱۰اسفند
گزارش تصویری دیدار اعضای شورای مرکزی سازمان جوانان و دانشجویان مجمع نیروهای خط امام با رئیس جمهور دوران اصلاحات

  شنبه۰۸اسفند
سبز بودن به رفتار و اخلاق است”+عکس

  شنبه۰۸اسفند
میرحسین موسوی:گسترش آگاهی ها، استراتژی اصلی جنبش سبزاست

  جمعه۰۷اسفند
حضور میرحسین موسوی و زهرا رهنورد در مراسم یاد بود شهدای باکری

  پنجشنبه۰۶اسفند
اميرناصر كاتوزيان استاد حقوق ايران:در صداوسيما وكيل به‌عنوان مزدور بي‌اجر معرفي مي‌شود/اين چه اقدامي است كه سعي دارند وكالت را دولتي كرده و وكيل دولتي جاي وكيل مردمي را بگيرد.

  پنجشنبه۰۶اسفند
آیت‌الله هاشمی رفسنجانی: كسانی كه در زمان مبارزه حرفی برای گفتن نداشتند، اكنون میدان‌داری می‌كنند/برخی با جا خالی دادن و حرف‌های نامربوط ترکش کارهایی که مردم از آن‌ها قبول نمی‌کنند را به سمت رهبری هدایت می‌کنند

  پنجشنبه۰۶اسفند
تابش:دستگیری ریگی بیانگر اقتدار نظام است/انتقاد از برخوردهای ماه‌های اخیر با نیروهای خودی

  پنجشنبه۰۶اسفند
حمیدرضا جلایی پور:شرایط زمانی خوب می شود که حکومت از دادن مجوز اجتماع به منتقدانش نترسد

  پنجشنبه۰۶اسفند
پاسخی به ادعاهای بی‌اساس حمیدروحانی علیه سیدمحمدخاتمی

  سه شنبه۰۴اسفند
آیت الله هاشمي رفسنجاني:‌قانون اساسي سند محكم وفاداران‌است/براي وحدت وجلوگيري ازافراط و تفريط تلاش كنيم/كسي غيراز رهبري را نمي‌شناسم كه بتواند محورهمدلي باشد.

 
 
 

   پیوندها!

   
 
 
 

   صفحه داخلی

 

آیا مذهبی كه طالب اجرای عدالت در جهان و خواهان آزادی انسان از قیود مادی و معنوی است مخدر جامعه است؟
بازخوانی یک نامه تاریخی

بنیان-در اولین روز سال 1989 میلادی ـ 11 دی 1367 ـ نامه معروف و تاریخی امام‌خمینی خطاب به میخائیل گورباچف آخرین رئیس‌جمهور شوروی در زمینه مرگ كمونیسم و ضرورت پرهیز روسیه از اتكاء به غرب انتشار یافت.
این نامه در شرائطی منتشر شد كه اتحاد جماهیر شوروی هنوز به عنوان یك مجموعه برقرار بود، جنگ سرد خاتمه نیافته بود، دیوار برلین به عنوان نماد جدائی شرق و غرب، فرو نریخته بود و حاكمیت كمونیسم بر قانون اساسی شوروی و بر مقدرات مردم در جمهوری های این كشور، هنوز برقرار بود. با این حال امام خمینی در نامه عبرت‌آموز خویش به گورباچف از صدای شكسته شدن استخوانهای ماركسیسم سخن به میان آورد و وی را از روی آوردن به غرب برای حل مشكلات اقتصادی اتحاد جماهیر شوروی برحذر داشت.

متن نامه امام‌خمینی به این شرح است:(1)

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم


جناب آقای گورباچف! صدر هیأت رئیسه اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی
با امید خوشبختی و سعادت برای شما و ملت شوروی، از آنجا كه پس از روی كار آمدن شما چنین احساس می‌شود كه جنابعالی در تحلیل حوادث سیاسی جهان، خصوصاً در رابطه با مسائل شوروی، در دور جدیدی از بازنگری و تحول و برخورد قرار گرفته‌اید، و جسارت و گستاخی شما در برخورد با واقعیات جهان چه‌ بسا منشأ تحولات و موجب به هم خوردن معادلات فعلی حاكم بر جهان گردد، لازم دیدم نكاتی را یادآور شوم. هر چند ممكن است حیطه تفكر و تصمیمات جدید شما تنها روشی برای حل معضلات حزبی و در كنار آن حل پاره‌ای از مشكلات مردمتان باشد، ولی به همین اندازه هم شهامت تجدیدنظر در مورد مكتبی كه سالیان سال فرزندان انقلابی جهان را در حصارهای آهنین زندانی نموده بود قابل ستایش است. و اگر به فراتر از این مقدار فكر می‌كنید، اولین مسأله‌ای كه مطمئناً باعث موفقیت شما خواهد شد این است كه در سیاست اسلاف خود دایر بر «خدازدایی» و «دین‌زدایی» از جامعه، كه تحقیقاً بزرگترین و بالاترین ضربه را بر پیكر مردم كشور شوروی وارد كرده است، تجدیدنظر نمایید؛ و بدانید كه برخورد واقعی با قضایای جهان جز از این طریق میسر نیست. البته ممكن است از شیوه‌های ناصحیح و عملكرد غلط قدرتمندان پیشین كمونیسم در زمینه اقتصاد، باغ سبز دنیای غرب رخ بنماید، ولی حقیقت جای دیگری است. شما اگر بخواهید در این مقطع تنها گره‌های كور اقتصادی سوسیالیسم و كمونیسم را با پناه بردن به كانون سرمایه‌داری غرب حل كنید، نه تنها دردی از جامعه خویش را دوا نكرده‌اید، كه دیگران باید بیایند و اشتباهات شما را جبران كنند؛ چرا كه امروز اگر ماركسیسم در روشهای اقتصادی و اجتماعی به بن‌بست رسیده است، دنیای غرب هم در همین مسائل، البته به شكل دیگر، و نیز در مسائل دیگر گرفتار حادثه است.
جناب آقای گورباچف

باید به حقیقت رو آورد. مشكل اصلی كشور شما مسئله مالكیت و اقتصاد و آزادی نیست. مشكل شما عدم اعتقاد واقعی به خداست. همان مشكلی كه غرب را هم به ابتذال و بن‌بست كشیده و یا خواهند كشید. مشكل اصلی شما مبارزه طولانی و بیهوده با خدا و مبدأ هستی و آفرینش است.
جناب آقای گورباچف، برای همه روشن است كه از این پس كمونیسم را باید در موزه‌های تاریخ سیاسی جهان جستجو كرد؛ چرا كه ماركسیسم جوابگوی هیچ نیازی از نیازهای واقعی انسان نیست؛ چرا كه مكتبی است مادی، و با مادیت نمی‌توان بشریت را از بحران عدم اعتقاد به معنویت، كه اساسی‌ترین درد جامعه بشری در غرب و شرق است، به در آورد.
حضرت آقای گورباچف، ممكن است شما اثباتاً در بعضی جهات به ماركسیسم پشت نكرده‌ باشید و از این پس هم در مصاحبه‌ها اعتقاد كامل خودتان را به آن ابراز كنید؛ ولی خود می‌دانید كه ثبوتاً این‌گونه نیست. رهبر چین اولین ضربه را به كمونیسم زد؛ و شما دومین و علی‌الظاهر آخرین ضربه را بر پیكر آن نواختید. امروز دیگر چیزی به نام كمونیسم در جهان نداریم. ولی از شما جداً می‌خواهم كه در شكستن دیوارهای خیالات ماركسیسم، گرفتار زندان غرب و شیطان بزرگ نشوید. امیدوارم افتخار واقعی این مطلب را پیدا كنید كه آخرین لایه‌های پوسیده هفتاد سال كژی جهان كمونیسم را از چهره تاریخ و كشور خود بزدایید. امروز دیگر دولتهای همسو با شما كه دلشان برای وطن و مردمشان می‌تپد هرگز حاضر نخواهند شد بیش از این منابع زیرزمینی و رو زمینی كشورشان را برای اثبات موفقیت كمونیسم، كه صدای شكستن استخوان‌هایش هم به گوش فرزندانشان رسیده است، مصرف كنند.
آقای گورباچف وقتی از گلدسته‌های مساجد بعضی از جمهوری‌های شما پس از هفتاد سال بانگ «الله‌اكبر» و شهادت به رسالت حضرت ختمی‌ مرتبت ـ صلی‌الله علیه و آله و سلم ـ به گوش رسید، تمامی طرفداران اسلام ناب محمدی (ص) را از شوق به گریه انداخت. لذا لازم دانستم این موضوع را به شما گوشزد كنم كه بار دیگر به دو جهان‌بینی مادی و الهی بیندیشید. مادیون معیار شناخت در جهان‌بینی خویش را «حس» دانسته و چیزی را كه ماده ندارد موجود نمی‌دانند. قهراً جهان غیب، مانند وجود خداوند تعالی و وحی و نبوت و قیامت، را یكسره افسانه می‌دانند. در حالی كه معیار شناخت در جهان‌بینی الهی اعم از «حس و عقل» می‌باشد، و چیزی كه معقول باشد داخل در قلمرو علم می‌باشد گرچه محسوس نباشد. لذا هستی اعم از غیب و شهادت است، و چیزی كه ماده ندارد، می‌تواند موجود باشد. و همان‌طور كه موجود مادی به «مجرد» استناد دارد، شناخت حسی نیز به شناخت عقلی متكی است.
قرآن مجید اساس تفكر مادی را نقد می‌كند، و به آنان كه بر این پندارند كه خدا نیست و گرنه دیده می‌شد. لن‌ نومن‌لك حتی نری‌الله جهره(2) می‌فرماید: لاتدركه الابصار و هو یدرك الابصار و هو اللطیف‌الخبیر.(3)
از قرآن عزیز و كریم و استدلالات آن در موارد وحی و نبوت و قیامت بگذریم، كه از نظر شما اول بحث است، اصولاً میل نداشتم شما را در پیچ و تاب مسائل فلاسفه، بخصوص فلاسفة اسلامی، بیندازم. فقط به یكی ـ دو مثال ساده و فطری و وجدانی كه سیاسیون هم می‌توانند از آن بهره‌ای ببرند بسنده می‌كنم. این از بدیهیات است كه ماده و جسم هر چه باشد از خود بیخبر است. یك مجسمه سنگی یا مجسمه مادی انسان هر طرف آن از طرف دیگرش محجوب است. در صورتی كه به عیان می‌بینیم كه انسان و حیوان از همه اطراف خود آگاه است. می‌داند كجاست؛ در محیطش چه می‌گذرد؛ در جهان چه غوغایی است. پس، در حیوان و انسان چیز دیگری است كه فوق ماده است و از عالم ماده جدا است و با مردن ماده نمی‌میرد و باقی است. انسان در فطرت خود هر كمالی را به طور مطلق می‌خواهد. و شما خوب می‌دانید كه انسان می‌خواهد قدرت مطلق جهان باشد و به هیچ قدرتی كه ناقص است دل نبسته است. اگر عالم را در اختیار داشته باشد و گفته شود جهان دیگری هم هست، فطرتاً مایل است آن جهان را هم در اختیار داشته باشد. انسان هر اندازه دانشمند باشد و گفته شود علوم دیگری هم هست، فطرتاً مایل است آن علوم را هم بیاموزد. پس قدرت مطلق و علم مطلق باید باشد تا آدمی دل به آن ببندد. آن خداوند متعال است كه همه به آن متوجهیم، گرچه خود ندانیم. انسان می‌خواهد به «حق مطلق» برسد تا فانی در خدا شود. اصولاً اشتیاق به زندگی ابدی در نهاد هر انسانی نشانه وجود جهان جاوید و مصون از مرگ است. اگر جنابعالی میل داشته باشید در این زمینه‌ها تحقیق كنید، می‌توانید دستور دهید كه صاحبان این‌گونه علوم علاوه بر كتب فلاسفه غرب در این زمینه، به نوشته‌های فارابی(4) و بوعلی‌سینا(5) ـ رحمت‌الله علیهما ـ در حكمت مشاء مراجعه كنند، تا روشن شود كه قانون علیت و معلولیت كه هرگونه شناختی بر آن استوار است، معقول است نه محسوس؛ و ادراك معانی كلی و نیز قوانین كلی كه هرگونه استدلال بر آن تكیه دارد، معقول است نه محسوس، و نیز به كتابهای سهروردی(6) ـ رحمت‌الله علیه ـ در حكمت اشراق مراجعه نموده، و برای جنابعالی شرح كنند كه جسم و هر موجود مادی دیگر به نور صرف كه منزه از حس می‌باشد نیازمند است؛ و ادراك شهودی ذات انسان از حقیقت خویش مبرا از پدیده حسی است. از اساتید بزرگ بخواهید تا به حكمت متعالیه صدرالمتألهین(7) ـ رضوان‌الله تعالی علیه و حشره‌الله مع‌النبیین و‌الصالحین ـ مراجعه نمایند، تا معلوم گردد كه: حقیقت علم همانا وجودی است مجرد از ماده؛ و هرگونه اندیشه از ماده منزه است و به احكام ماده محكوم نخواهد شد.
دیگر شما را خسته نمی‌كنم و از كتب عرفا و بخصوص محی‌الدین ابن‌عربی‌(8) نام نمی‌برم؛ كه اگر خواستید از مباحث این بزرگمرد مطلع گردید، تنی چند از خبرگان تیزهوش خود را كه در این‌گونه مسائل قویاً دست دارند، راهی قم گردانید، تا پس از چند سالی با توكل به خدا از عمق لطیف باریكتر از موی منازل معرفت آگاه گردند، كه بدون این سفر آگاهی از آن امكان ندارد.
جناب آقای گورباچف

اكنون بعد از ذكر این مسائل و مقدمات، از شما می‌خواهم درباره اسلام به صورت جدی تحقیق و تفحص كنید. و این نه به خاطر نیاز اسلام و مسلمین به شما، كه به جهت ارزشهای والا و جهان شمول اسلام است كه می‌تواند وسیله راحتی و نجات همه ملتها باشد و گره مشكلات اساسی بشریت را باز نماید. نگرش جدی به اسلام ممكن است شما را برای همیشه از مسئله افغانستان و مسائلی از این قبیل در جهان نجات دهد. ما مسلمانان جهان را مانند مسلمانان كشور خود دانسته و همیشه خود را در سرنوشت آنان شریك می‌دانیم. با آزادی نسبی مراسم مذهبی در بعضی از جمهوریهای شوروی، نشان دادید كه دیگر این‌گونه فكر نمی‌كنید كه مذهب مخدر جامعه است.(9)
راستی مذهبی كه ایران را در مقابل ابرقدرتها چون كوه استوار كرده است مخدر جامعه است؟ آیا مذهبی كه طالب اجرای عدالت در جهان و خواهان آزادی انسان از قیود مادی و معنوی است مخدر جامعه است؟ آری، مذهبی كه وسیله شود تا سرمایه‌های مادی و معنوی كشورهای اسلامی و غیراسلامی، در اختیار ابرقدرتها و قدرتها قرار گیرد و بر سر مردم فریاد كشد كه دین از سیاست جدا است مخدر جامعه است. ولی این دیگر مذهب واقعی نیست؛ بلكه مذهبی است كه مردم ما آن را «مذهب امریكایی» می‌نامند.
در خاتمه صریحاً اعلام می‌كنم كه جمهوری اسلامی ایران به عنوان بزرگترین و قدرتمندترین پایگاه جهان اسلام به راحتی می‌‌تواند خلأ اعتقادی نظام شما را پر نماید. و در هر صورت، كشور ما همچون گذشته به حسن‌ همجواری روابط متقابل معتقد است و آن را محترم می‌شمارد.
والسلام‌ علی‌من‌اتبع الهدی.
11/10/67
روح‌الله الموسوی‌الخمینی


پاسخ گورباچف به پیام امام‌خمینی:

پیام امام‌خمینی در 13 دی 1367 توسط هیأت منتخب ایشان مركب از آیت‌الله جوادی آملی، محمدجواد لاریجانی و خانم مرضیه حدیده‌چی‌ دباغ، در مسكو به گورباچف تحویل گردید.(10) گورباچف نیز هشت هفته بعد پاسخ رسمی خود را توسط «ادوارد شوارد نادزه» وزیر خارجه وقت شوروی، در تهران تسلیم امام‌خمینی كرد. گورباچف در این پاسخ، برای نامه امام ارج فراوان قائل شده بود ولی از متن جوابیه وی پیدا بود كه ابعاد معنوی پیام امام را درك نكرده است. زیرا صرفاً تلاش كرده بود تا از یكسو اقدامات خود در جهت ترویج آزادیهای سیاسی در شوروی را تشریح كند و از سوی دیگر دستاوردهای اقتصادی كمونیسم را از 1917 به بعد توصیف نماید.
«ادوارد شوارد نادزه» وزیر خارجه وقت شوروی روز هفتم اسفند 1367 پاسخ گورباچف را در حسینیه جماران به اطلاع امام‌خمینی رساند. در این دیدار كه آقایان علی‌اكبر ولایتی وزیر امورخارجه، محمدجواد لاریجانی، و علیرضا نوبری حیرانی سفیر وقت ایران در مسكو حضور داشتند، وزیر خارجه شوروی ابتدا پیام كتبی میخائیل گورباچف را به امام‌خمینی تسلیم كرد و سپس اظهار داشت:(11)
از حضرت امام بسیار متشكرم از این فرصتی كه برای ملاقات با شما به دست آوردم. مأموریت دارم پیام جوابیة میخائیل سرگئی گورباچف را تسلیم حضرت امام كنم. سعی خواهم كرد به طور خیلی مختصر محتوای این پیام را برای شما عنوان نمایم. ابتدا می‌خواستم عرض كنم كه خود واقعیات تبادل پیام‌‌ها بین رهبران كشور ما یك پدیده منحصر به فرد در روابط فیمابین است. اعتقاد ما بر این است كه شرایطی پیش آمده است تا روابط فیمابین دو كشور ما وارد یك مرحله كیفی جدیدی شود برای همكاریها در تمامی زمینه‌ها.
آقای گورباچف در پیام خود اشاره می‌كنند كه پیام جنابعالی خطاب به دبیركل كمیته مركزی حزب كمونیست اتحاد شوروی از مفاهیم فراوان سرشار است. تمامی اعضای هیأت رهبری شوروی متن پیام جنابعالی را مطالعه كردند. شكی نیست كه ما در موارد عمده‌ای اتفاق نظرداریم اما مواردی هست كه ما اختلاف نظر داریم، اما این مهم نیست.
پیام شما ملاحظات عمیق راجع به سرنوشت بشریت دارد. آقای گورباچف عقیده دارند كه ما در مهمترین مورد اتفاق نظر داریم یعنی انسانها باید یاور یكدیگر باشند تا بشریت فناپذیری به خود بگیرد. چنانچه انسان‌ها متحد نشوند خطر فاجعه برای بشریت وجود دارد، چون امكانات بالقوه برای به وجود آوردن چنین فاجعه توسط خود انسانها ایجاد شده است.
آقای گورباچف معتقد است كه مبارزه در راه نیل به یك دنیای عاری از سلاح هسته‌ای و آزاد از زور وظیفه تمامی ملتهاست. و اما راجع به سیاست خارجی اتحاد شوروی، هدف ما تعمیم رجحان ارزشهای مشترك برای تمامی ملتها و برتری این ارزشها بر تمامی منافع دیگر چه طبقه‌ای و چه ملی است.
آقای گورباچف به شما می‌نویسد كه حرفهای امام راجع به حسن نیت رهبری ایران جهت داشتن روابط حسنه و حسن همجواری با اتحاد شوروی با واكنش خوب از طرف رهبران شوروی مواجه شده است. ما دارای یك مرز بسیار طولانی هستیم همچنین دارای سنن دیرینة مناسبات و روابط فرهنگی بین دو ملت هستیم. ما اساس خوبی داریم برای استمرار مناسبات بر پایه جدید. یعنی بر پایه اصول احترام متقابل، تساوی حقوق و عدم مداخله در امور داخلی یكدیگر.
آقای گورباچف می‌نویسد كه در سیاست بین‌المللی، ما پیرو یك اصل اساسی هستیم یعنی اصل احترام به آزادی انتخاب برای هر انسان و هر ملت. نتیجتاً كشور ما و تمامی ملت ما از انقلاب بزرگ شما حسن‌ استقبال كرده است. استبداد شاهنشاهی در ایران مردم خود را استثمار كرده و از روش های واقعاً بربریت استفاده می‌كرده و شرافت و آبروی ملت خود را پایمال كرده برای جلب رضایت نیروهای خارجی. انقلاب شما انتخاب ملت شما بوده است و ما از این همیشه پشتیبانی كرده و می‌كنیم.
ْآقای گورباچف در پیام خود می‌نویسند كه ملت ما نیز انتخاب خود را به عمل آورده و این در سال 1917 بود. در رهگذر ما، هم مشكلات بزرگی بود و هم موفقیت‌های چشمگیری بوده. هم اشتباهات وخیمی بوده است و هم نقض حقوق بشر بوده كه ما با این اشتباهات خود را اصلاح می‌كنیم و آن را محكوم می‌كنیم. علی‌رغم تمامی مشكلات، ما از دستاوردهای خود توانستیم دفاع كنیم چون انتخاب مردم راست بوده است. می‌خواستم به استحضارتان برسانم كه مسئلة آزادی انتخاب در دستور روز زندگی بین‌المللی كنونی نیز هست. ما برای خود سئوالی داریم چرا كه باید راه برای ادامة رهگذر پیدا كنیم: آیا این راه ما راه كهنه و دگماتیك است یا راه جدید و انقلابی؟ انتخاب ما به نفع راه دوم است، ما در كشورمان انقلاب داریم؟ اما یك انقلاب مسالمت‌آمیز بدون سنگرها و بدون توسل به زور، ما می‌خواستیم كه حضرت امام بدانند كه در كشور ما روند تجدید و بازسازی ادامه دارد. بازسازی اقتصادی و سیاسی، تجدید ارزیابی‌های ما و طرز تفكر ما و تجدید نظریاتی كه ما قبلاً داشتیم.
آقای گورباچف اشاره می‌كند كه تحولات عظیمی در جهان، اخیراً پدید آمده و فكر می‌كنیم می‌شود گفت كه ما در آستانة یك نظام جدید اقتصادی و سیاسی قرار داریم. توافق‌های بسیار مهم به امضا رسیده است یك كلاس از سلاحهای هسته‌ای از بین می‌رود.
دورنمای خوبی برای از بین بردن سلاح شیمیایی باز شده است و همین‌طور دورنمای خوبی برای جلوگیری از تقابل نظامی دولت‌ها، اما این هدیة امپریالیستها نیست، این ارادة ملتهاست و ارادة زمان است. چارة دیگری وجود ندارد، مسابقة تسلیحاتی و آوردن آن به فضا منجر به فاجعة بشریت خواهد بود. در مناطق مختلف دنیا مناقشات خونین دارند به پایان می‌رسند.
ما از خاتمه جنگ ایران و عراق با صراحت حسن استقبال می‌كنیم، برای همكاری با شما جهت استحكام صلح در خاورمیانه و نزدیك و تمامی جهان آمادگی داریم. حضور وسیع نظامی در خلیج‌فارس مورد نگرانی ما است. منظورم حضور نظامی كشورهای خارج از منطقه است. این پدیده بسیار خطرناك است و باید آن را به اتمام رساند.
ما می‌خواهیم با موفقیت در امر حل و فصل عادلانة مناقشه افغانستان نیز با شما همكاری خوبی داشته باشیم، بگذاریم كه مردم افغانستان سرنوشت خود را خودشان بدون دخالت از خارج تعیین نمایند.
شواردنادزه افزود: یك نكتة دیگر از پیام آقای گورباچف اینكه: ایشان اظهار آمادگی می‌كنند برای گسترش همكاریهای اقتصادی و همكاری در زمینه‌هایی كه ما قبلاً همكاریهای خوبی داشته بودیم. ما برای برقراری و ادامة تماسها بین انسانها، نمایندگان محافل اجتماعی و روحانیون نیز آمادگی داریم. آنها از این دعوت جنابعالی استفاده خواهند كرد.
در پایان، فرستادة ویژة رهبر شوروی گفت: این بود محتوای اصلی پیام آقای گوباچف. ایشان بهترین آرزوها و سلام خود را به جنابعالی می‌رسانند و خواهان طول عمر جنابعالی به نفع و سعادت ایران هستند.

در خاتمه امام خمینی فرمودند:

«ان‌شاء الله سلامت باشند، ولی به ایشان بگویید كه من می‌خواستم جلوی شما یك فضای بزرگتر باز كنم. من می‌خواستم دریچه‌ای به دنیای بزرگ، یعنی دنیای بعد از مرگ كه دنیای جاوید است را برای آقای گورباچف باز نمایم و محور اصلی پیام من آن بود. امیدوارم بار دیگر ایشان در این زمینه تلاش نمایند.»

[حضرت امام از خروج نیروهای شوروی از افغانستان استقبال كردند، و بر حسن همجواری و توسعه مناسبات قوی در ابعاد مختلف در مقابله با شیطنت‌های غرب و خروج نیروهای بیگانه از خلیج‌فارس تأكید و آرزو كردند تا مردم شوروی و ایران همیشه در صلح و آرامش زندگی كنند.]


سیده آمنه موسوی/ ایلنا
10 سال پیش از ارسال نامه امام به گورباچف با همه تلاشی که امریکاو اروپا ( بلوک غرب ) و اتحاد جماهیر شوروی و همپیمانانش ( بلوک شرق ) كردند نتوانستند این انقلاب مردمی را با همه ترفندهای بکار گرفته به زانو در آورند و به یکباره کاخ های سرخ کرملین با دیدن چند صفحه‌ای کاغذ از رهبر همان انقلاب ؛ بر خود لرزید.

رهبر بزرگترین انقلاب مردمی و متفاوت‌ترین شیوه حکومتی در جهان ؛ به سران بزرگترین کشور ضد خدایی جهان ؛ نامه‌ای چند صفحه‌ای نوشته و ضمن دعوت آنان به خدا پرستی ؛ آنان را از نزدیک شدن به جهان سرمایه‌داری بر حذر داشت.

انتخاب تیم حامل پیام امام نیز اقدام منحصر به فرد و كاملا هوشمندانه‌ای بود كه باید به آن اشاره كرد. هیأت منتخب نامه تاریخی حضرت امام (ره) به گورباچف مركب از یك روحانی؛ آیت‌الله جوادی آملی، یك سیاستمدار؛ محمدجواد لاریجانی و یك بانوی مبارز؛مرضیه حدیده‌چی‌ دباغ بود .

آیت‌الله جوادی آملی در رابطه با تسلیم نامه حضرت امام به گورباچف می‌گوید:” نمی‌خواستیم صلا‌بت دعوت به توحید را در پای تعارف رایج سیاست‌بازان، به دهن و وهن ذبح كنیم، بلكه خواهان آن بودیم به عنوان رسول امین، مضمون پیام والا‌ را با آهنگ تدریس القا نمایم، نه به صورت قرائت الفاظ و گزارش صورت و بدین منظور قبل از خروج از اقامتگاه، نمازی خوانده شد و از ذات اقدس خداوند با نیاز تقاضا شد: ”رب اشرح لی صدری و یسرلی امری واحلل عقده من لسانی یفقهوا قولی.“

‌رییس هیات حامل نامه اما به شوروی می‌افزاید:كیفیت ابلا‌غ پیام به این سبك بود كه تمام كلمات آن همراه با توضیحات ضروری برخی از موارد، به خوبی قرائت می‌شد، سپس مترجمان ویژه كرملین آن را برای جناب گورباچف و دو نفر دیگر كه حضور داشتند، ترجمه می‌كردند و اگر مطلبی برای خود ترجمه‌كننده قابل درك نبود، سوال می‌كرد و با تبیین و تفسیر لا‌زم بعد از درك كامل، آن را با ترجمه روسی به رهبر شوروی منتقل می‌كرد.

وی خاطرنشان می كند: در خلا‌ل قرائت پیام و ترجمه آن، كه 65 دقیقه طول كشید، نكات مهم پیام را شخص گورباچف یادداشت می‌كرد، چه اینكه آن دو نفر دیگر نیز یادداشت می كردند.

‌نحوه استماع رهبر شوروی در تمام مدت قرائت پیام در كمال ادب دیپلماسی بود، لیكن اصل متن و انشای آن در اوج هدایت به توحید بود، نه در حضیض دیپلمات و سبك ابلا‌غ آن نیز درحد تدریس بود، نه گزارش صرف. لذا گاهی نشانه فبهت الذی كفر همراه با انفعال در رخسارش مشهود بود كه می‌رفت فطرت را زنده نماید.

آیت‌الله جوادی آملی اظهار می‌دارد: ‌چون صدور این نامه تاریخ‌ساز بعد از پذیرش قطعنامه 598، بود و كشور اسلا‌می ایران وارد مرحله بازسازی و ترمیم خرابی‌های جنگ تحمیلی 8 ساله شد و از طرف دیگر مضمون نامه كاملا‌ سری بود و جز او (امام خمینی) احدی از مسوولا‌ن گرانقدر جمهوری اسلا‌می ایران، كسی به آن آگاه نبود، لذا رهبران روسیه عموما و صدر هیات‌رئیسه آن خصوصا، هرگونه احتمالی را پیرامون مفاد پیام می‌دادند، مگر احتمال دعوت به توحید و اسلا‌م ناب محمدی صلی‌ا... علیه و آله را. ‌از این جهت، بعد از استماع خطوط اصلی پیام، تمام پیشداوری‌ها و پیش‌فرض‌های رهبران كرملین سراب گونه سر از آب و خواب برآورد و جواب مناسب با اندام موزون این پیام آسمانی عاجلا‌ ندادند، بلكه آجلا‌ هم راجل ماندند.”

گورباچف و همه سران اتحاد سوسیالیستی شوروی ؛ از روح پیام رهبر کبیر انقلاب غافل بوند. دعوت به خدا پرستی، پیش بینی فروپاشی کمونیست، پیش بینی فرو افتادن کمونیسم به دامان زرق و برق های اقتصادی غرب از جمله مهمترین نكات این نامه بود كه سران این اتحاد سالها بعد و پس از فروپاشی اتحاد متزلزل كمونیستی شان به غنای مطالب نامه حضرت امام (ره)دست یافتند.


نظرات بینندگان:


نام :
پست الکترونیک :
نظر :
 
 

 

 
 

کلیه اطلاعات و حقوق این سایت متعلق به سایت بنیان می باشد. در صورت استفاده با ذکر منبع بلامانع است..

Copyright © BONYANNEWS.IR. All rights reserved.
Email: info@bonyannews.ir