در چند روز اخير به همت گردانندگان شبکه سوم صدا و سيما سلسله مناظراتي بين اشخاصي که جناح هاي اصولگرا و اصلاحگراي کشور را نمايندگي مي کنند، برگزار شده که تا حدي با استقبال مردم مواجه شده است. مناظره و تضارب افکار و انديشه ها، تاريخي به قدمت عمر بشر دارد زيرا گفت وگوي دوجانبه، جدال، تنازع، تخاصم و تقابل چه براي اثبات خصم يا رسيدن به هدف مشترک باشد يک ضرورت انکارناپذير است. در ميان مسلمانان نيز از صدر اسلام معمول بوده است و در آغاز به صورت بحث هاي متفرقه و پراکنده در ميان علوم مختلف مانند منطق، فلسفه، کلام، اصول فقه و فقه وجود داشته است. مناظرات امام جعفر صادق(ع) با راوندي، مناظرات امام شافعي با فقهاي زمان خود و نيز ديگر فقها در کتاب هاي تاريخي آمده است. مجادله بين متکلمان و فلاسفه اسلامي با غيرمسلمانان و پيروان مذاهب ديگر، مناظره فرقه هاي کلامي اسلامي با يکديگر، مجادله فقها و اصوليان درباره اختلافات فقهي روشي معمول و مرسوم بوده است. اين مناظره و مجادله ها که بازار آن در زمان هاي مختلف شايع بوده موجب شد عده يي از علما کتاب هايي را در اين زمينه به رشته تحرير درآورند و به تدريس و وضع قواعد و آدابي براي مناظره اقدام کنند تا مثمرثمر بوده و به نتيجه آن که رسيدن به حق و اقناع مخالف است منجر شود، و از تعصب خشک و خلاف منطق به دور باشد.
اولين کسي که در اين باره به تاليف کتاب پرداخت رکن الدين ابوحامد محمدالعميدي فقيه حنفي (م، 615 هـ ق) است که کتابي را به نام «الارشاد» نوشت سپس امام فخررازي که معاصر عميدي بود بر کتاب او مطالبي افزود. اما مشهورترين کتاب در اين فن را شمس الدين محمدبن اشرف سمرقندي (م، 600) نوشته است.
پس مي توان مناظره را گفت وگويي بين دو فرد يا دو گروه درباره موضوعي دانست که هر کدام از آنها درباره آن ديدگاهي مخالف گروه ديگر دارد و هر کدام تلاش مي کند ديدگاه خود را اثبات و ديدگاه مخالفش را ابطال کند، با اينکه صادقانه مايل است حق آشکار شود و هنگام ظهور حق به آن اعتراف کند. افزون بر تعريف فوق علما براي انجام يک مناظره درست و اصولي آدابي را تدوين کرده اند که به مهم ترين آنها مي پردازيم و با مناظره هاي مرسوم در کشورمان مقايسه مي کنيم؛ طرفين يکديگر را تحقير نکنند، هيچ گونه تهديد و ارعابي در کار نباشد، امنيت براي طرفين برقرار باشد، از نظر علم و مقام و مرتبه و آگاهي در يک سطح باشند، مناظره کننده در پي اشکالات مخالف نباشد، هر يک از آنها در پي آشکار شدن حق باشند، از ريشخند و تمسخر يکديگر خودداري کنند، از تهمت زدن به يکديگر خودداري کنند، يکديگر را جاهل و نادان خطاب نکنند، از اطاله کلام و وقت کشي اجتناب کنند، از الفاظ مجمل و دوپهلو دوري کنند، خارج از موضوع بحث نکنند، سخن همديگر را قطع نکنند و به سخنان يکديگر گوش دهند، قبل از هر چيز و مهم تر از آن حق پذير باشند يا به قوت دليل و ترجيح راي و ديدگاه مقابل اعتراف کنند. بنابراين اگر در مناظره يي اين آداب رعايت شود و مهم تر از همه رسيدن به حق و بيان آن در راس امور باشد و از هرگونه تظاهر و فريبکاري به دور باشد، مناظره بجا، منطقي و درست است وگرنه انجام ندادنش بهتر است. با توجه به اين نکته هايي که به آن اشاره شد آيا اين گونه مناظره ها مقبول است و به نتيجه مي رسد و نتيجه يي براي ملت دارد يا نه؟ آمار مصاحبه ها و سخنراني هاي دو دوره رياست جمهوري آقاي خاتمي و نمايندگان اصلاح طلب با آقاي احمدي نژاد و نمايندگان اصولگرا بي طرف نبودن اين سازمان را نشان نمي دهد. مجري معمولاً به عنوان يک شخص و ناظر بي طرف تنها يا بايد وقت را تنظيم کند يا به جمع بندي مطالب بر اساس روش هاي علمي و نطقي بپردازد، نه اينکه در جريان مناظره به جانبداري از يک طرف بپردازد.
صدا و سيما زماني مي تواند اعتماد آسيب ديده را بازسازي کند که از منظر يک رسانه ملي و رعايت مصالح ملي و با مسووليت تبيين و تنوير حقايق اقدام به چنين کاري کند و اگر هدف تخليه هيجانات و احساسات يا مچ گيري اصلاح طلبان باشد نتيجه عکس خواهد داد.
اما درباره مناظره و مناظره کنندگان و ماهيت مناظره که بحث مهم تري است باز هم عدالت و انصاف رعايت نمي شود و جاي سوال و پرسش دارد و نمي تواند افکار عمومي را قانع کند، آن است که چه کسي يا چه کساني مناظره کنندگان را انتخاب مي کنند، آيا اين افراد نمايندگي تام و تمام اصلاح طلبان را دارند؟
بنابراين لازم است قبل از هر چيز مقدمات مناظره فراهم و کميته يي براي معرفي افراد تشکيل شود و اين کميته صلاحيت افراد را تعيين کند. هرچند همه افراد مناظره کننده قابل احترامند اما نابرابري علمي و موقعيتي هرکدام موجب تضييع حق طرفين مي شود همان گونه که برخي اصولگرايان آقاي شريعتمداري را نماينده خودشان ندانسته اند. به نظر اينجانب بايد از سران اصولگرا و اصلاح طلب اين مناظره آغاز شود و يک کميته بي طرف و منصف نتيجه را بررسي و طرفين را ملزم به پذيرش نتيجه کند. بنابراين اصل مناظره در کل براي کشف حقيقت يک اصل قرآني و جزء افتخارات دين اسلام است. در قرآن آيات زيادي درباره مجادله و رعايت احسن آن آمده است. آيات سبأ*34، دخل*125، عنکبوت*46، نمل*64، انبياء*24، بقره*111، آل عمران*93 که همگي به جدال احسن، ارائه برهان، رسيدن به حق و دوري از اهانت توصيه مي کنند و مسلمان را از هرگونه اهانت به ديگر انسان ها باز مي دارد. پس لازم است براي انجام يک مناظره علمي، درست و قابل قبول نکات مذکور مراعات و بدون هيچ گونه ملاحظه يي مسائل و قضايا بيان شود و مهم تر از هر چيزي يک موضوع خاص در هر جلسه ارائه شود، نه اينکه در هر جلسه يي به موضوعات مختلف پرداخته شود و بحث به يک بحث عاميانه و کوچه و بازاري و غير علمي تبديل شود. به عنوان مثال در يک برنامه به انتخابات، عملکرد دولت اصلاحات، عملکرد دولت احمدي نژاد، برنامه چهارم توسعه، موقعيت ايران در سطح بين الملل، مسائل سياسي داخلي، موضوعات اقتصادي، فرهنگي، عدم اجراي قانون اساسي، اعتياد، فقر، فحشا، مسائل اجتماعي، مطالبات دانشجويان، قوميت ها، تبعيض و... پرداخته شود که اگر چنين کاري صورت گيرد در برداشتي اختلافات ريشه يي تقريب مواضع و ايجاد هماهنگي و همدلي و اهداف گروه ها يا کارآمدي و ناکارآمدي آنها و بيان جايگاه هر يک بسيار موثر خواهد بود و مردم خود قضاوت خواهند کرد و کشور گام هاي مهمي به سوي توسعه و پيشرفت برخواهد داشت.
منبع:اعتماد
